جیغ و داد و ونگ
به دنیا اومدی، بچه قشنگ
راستی، می خواستی به دنیا بیایی؟
اینجا را دوست داری گلابی؟
زندگی را شروع کردی با داد و قال
مامان و بابا از اومدنت هستند خیلی خوشحال
این حماقت، برای تو می ده، خیلی حال
وقتی گرسنه ای،می کنی گریه و زاری
عوض کردنت برای مامان و بابا هست یه وظیفه، آری
شبها وقتی همه جا هست خاموش
جیغ و هوارت، می خراشه گوش
اونوقت تورو باید گرفت در آغوش
بوسه نشه فراموش
وای دیگه دراومد آفتاب
بسه گریه، بگیر آسوده بخواب
هر روز باید ازت بشه پرستاری
هی بغلت کنند، عجب کاری
مامان و بابا می خوان برن جشن و بالماسکه
اما تو دوست داری روروک و کالسکه
هرکی نگاهت کنه جیغ می کشی فت و فراوون
نمی خواهی از بغل مامان و بابا بیایی تو بیرون
حمله می کنی به همه چیز مثل یه غارتگر
هر چی بخواهی، همه حلقه به گوشند و فرمانبر
مامان و بابای بیچاره تو را می کنند تحمل
آخه خیلی نازی و گل و تپل و مپل
بعد از حمام می گیری می خوابی
تو موش کوچولوی گلابی
لبخند روی لب و چشمها خفته
تولدت مبارک ای غنچه
تقدیـــــــــــــم به خــــــــــــــــودم
متولدم مدیروبلاگ... ۲۲/۰۱/۱۳۷۶
با اجازه همه بزرگترها و کوچکترها،روز ۲۲فرودین،سالروز تولد اینجانب است.لذا فرصت را مغتنم شمرده،از رسم بسیار پسندیده ی خود تبریکی تبعیت نموده و تولدم را به خودم تبریک می گویم.این نوع تبریک از تولید به مصرف است و فرد لازم التبریک را متوقع بار نمی آورد.گرچه اگر دیگران به انسان تبریک بگویند،کلی قلقلک آور و فرح بخش می باشد.حالابرایم کارت پستال های دوستانو نگاه کنیم...

ازطرف احمد هوتی... مدیروبلاگ حمیری شهرمن

از طرف واحدبخش بشاگردی...

ازطرف رضوان ساجدی ... مدیروبلاگ شهرمن چابهار

ازطرف مدیروبلاگ دل عاشق ... سیناهوتی


از طرف دانشجو... مدیروبلاگ * عزیزم لحظه ای به یادم من باش
موفق باشید.هوتی